امروز به اصرار بچه ها رفتیم آزمایشگاه مدرسه. محیط جذاب و دوستداشتنی دارد اما تجهیزات آن چندان به روز و قابل استفاده نیستند.
دانش آموزانم که تازه وارد دبیرستان شدهاند حتما تصور متفاوتی نسبت به آزمایشگاه دارند. جایی که میشود آزمایشهای عجیب و خارق العاده انجام داد و با مخلوط کردن چند ماده مختلف و انفجاری ناگهانی مثل آنچه که در فیلمها اتفاق میافتد به ترکیب شگفت انگیزی دست یافت اما خب در واقعیت اوضاع متفاوت است.
من که معلم هستم باید حواسم به خیلی چیزها باشد که مبادا اتفاق خاصی در محیط کم امکانات آزمایشگاه رخ ندهد. و از طرفی باید کاری کنم که جذابیت کلاس آزمایشگاه حفظ شود و دانش آموزان دچار کم حوصلگی نشوند. و همه چیز برایشان جذاب و دوستداشتنی به نظر برسد. چون در غیر اینصورت من در قبال تفکر منفی دانش آموزان خودم نسبت به علم و کارهای علمی مسئول میباشم.
و از طرفی باید مرزی بین فیزیک و تست هایش با فیزیک و آزمایشهایش بکشم.
در این اوضاع نابسامان جامعه و آموزش و کنکور که خانوادهها به سختی میتوانند هزینه آموزش فرزندان خودشون رو تامین کنند و از طرفی دانش آموزانم نیاز دارند که تست های بیشتر و بیشتر و بیشتر حل کنند تا از سد کنکور رد شوند، نمیتوانم تمام وقت آنها را به آزمایش و کارهای جذاب علمی صرف کنم و مجبور هستم بر اساس چیزی که جامعه به من تحمیل میکند رفتار کنم.
و این خیلی دشوار است راستش را بخواهید با اینکه تمام منبع کسب درآمد من از تدریس فیزیک برای کنکوریها هست و سالهاست که در این زمینه فعالیت میکنم، اما از کنکور و تشویق دانش آموزان به این مسیر دل خوشی ندارم.
دوست دارم هر روز به دانش آموزانم بگویم که کنکور تنها مسیر برای موفقیت نیست و از همین الان میتوانند برای پرورش مهارتهای خود قدم بردارند.




2 پاسخ
حیف ، معلومه خاطه ی خوبی بوده 😋💡
حیف ، معلومه خاطره ی خوبی بوده 😋💡