تیر ۱۴۰۳(فرمت تاریخ آرشیو ماهانه)
نوشته‌های من

گزارشی از ماهی که گذشت

در این ماه که چندساعتی به پایان آن نمانده است، در واقع کار خاص و چشمگیری انجام ندادم. به جز برگزاری یک دوره آموزشی برای معلمان فیزیک (کارگاه روش تدریس فیزیک یازدهم) که جلساتی از آن باقی مانده است. و استارت ساخت کتاب صوتی برای معلمان فیزیک را زدم. که

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

تیرنامه ۱۴

امروز ۳۱ تیر هست. یعنی یک ماه از تابستان گذشت. تابستان گرم و طاقت‌فرسا. به این قسمت از تابستان که میرسیم من دیگر از دست تابستان خسته میشوم. انگار که مجبور هستی کار بیشتری انجام دهی. خانه از نظم همیشگی خود خارج میشود. باز ماندن در و پنجره ها هم

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

تیرنامه ۱۳

جمعه گذشت و من چیزی ننوشتم. امروز که شنبه هست. دوباره تب نوشتن مرا برداشته. تا دقایقی دیگر جلسه ی جدید کارگاه روش تدریس فیزیک یازدهم شروع خواهد شد و من باید بروم و مقدمات کار را آماده کنم. برمیگردم. پ.ن: کارگاه به خوبی و خوشی برگزار شد و من

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

تیرنامه ۱۲(دوستی به نام سودا)

امروز پنجشنبه هست. از آن روزهای پرکار و پرتلاش. این را که گفتم یاد سودا (سِودا) افتادم. یکی از دوستان جدیدم. زنی که جدیت و مهربانی از چهره اش میبارد. او مدیر یک موسسه آموزشی هست و تقریبا به تنهایی کارهای راه‌اندازی موسسه را انجام داده است. هیچ وقت آرایش

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

تیر نامه ۱۱

امروز باز یک کار جدید شروع کردم. یعنی گوش خودم رو کشیدم محکم نشوندمش جلوی خودم و بهش گوشزد کردم که باید یک مشغله جدید برای خودت بسازی. وگرنه وقت گرانباهی خودت رو با آواری از افکار بیهوده به باد فنا میدی. لااقل کاری بکن که برای مخاطبینت که دبیران

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

من زهره آقامحمدی نیستم

این روزها که ویدیوی اعتراف مجتبی شکوری دارد دست به دست می‌شود و انواع نظرات مثبت و منفی در موردش مثل نقل و نبات در شبکه‌های اجتماعی پخش می‌شود، می‌خواهم اعترافی بکنم. البته من تابه حال نه از سهمیه‌ای استفاده کرده‌ام و نه راجع به دستاوردهایم دروغی گفته‌ام و این

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

تیرنامه ۱۰

امروز میز کوچک چوبی،که رومیزی قلم‌کار اصفهان بر رویش انداخته‌ام، را آوردم و گذاشتم در جایی که صبح برای نوشتن و مطالعه در نظر گرفته‌ام. این رومیزی هم ماجرایی دارد. سال ۱۳۸۹ بود و من و امیر برای ارائه‌ی مقاله‌ی من مجبور به سفر به اصفهان شده بودیم. من تازه

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

تیر نامه ۹

امروز عجب روز گرمی است. درست مثل دیروز. چند روزی هست نمیتوانم طبق عادت همیشگی ساعت شش صبح بیدار شوم و انگار که نیاز به خواب بیشتری دارم. ساعت ۷ دیگر سیر میشوم از خواب و کمی کش و قوس داخل رختخواب اجرا میکنم و میروم سراغ دفترهایی که کنار

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

تیرنامه۸

با خودم می‌گویم دیدی تکرار یک کار به مدت ۲۱روز نمی‌تواند در تو عادت بسازد؟ اینها فقط در کتابها و سخنرانی‌ها زیبا و هیجان‌انگیز به نظر می‌رسند. در زندگی واقعی هر روز باید دست خودت را بگیری و بلندش کنی و در مسیر درست قرار دهی وگرنه از عادتی که

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

تیرنامه ۷

امروز پر بودم از نگرانی‌های بی جا و دلداری دادن به خودم. چندبار در طول روز کنار خودم نشستم، باهاش صحبت کردم و بهش گفتم که بس است ول کن ماجرا را. کاش بتوانم بغل کنم خودم را.

ادامه مطلب »